خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب آزاد: انقلاب اسلامی برای مجمع ناشران صرفاً یک رخداد تاریخی نیست؛ بلکه یک گفتمان و جریان فرهنگی است که در سیاست، اقتصاد و بهویژه فرهنگ و ادبیات دنبال میشود. جایزههای ادبی این مجمع، از «شهید اندرزگو» برای روایت پهلوی و انقلاب تا جایزه جهانی «فلسطین»، تلاش دارند نسل امروز و مخاطبان جهانی را با این روایتها پیوند دهند. تولید آثار پژوهشی و داستانی، انتشار آنها در کتابخانهها، برگزاری پویشهای مطالعاتی و همکاری با ناشران و نویسندگان داخلی و بینالمللی، همه بخشی از مسیر بلندمدت این تشکل برای تثبیت و ترویج گفتمان انقلاب و مقاومت است.
به همین دلیل گفتگویی با مهدی سلیمانی، قائممقام مجمع ناشران داشتیم که در ادامه آن را از نظر میگذرانید:
*ابتدا اجازه بدهید تکلیف یک مسئله را روشن کنیم. مجمع ناشران انقلاب اسلامی صرفاً به موضوع انقلاب اسلامی میپردازد؟
توقع ما از صداوسیما برای ترویج این آثار خیلی بیش از اینها بود ولی خب به دلایل مختلفی این امر در صداوسیما پیش نمیرودمجمع ناشران انقلاب اسلامی یک تشکل فرهنگی است که تلاش میکند گفتمان انقلاب، گفتمان پیشرفت، گفتمان اراده و توانایی را در حوزه فکر و از بستر نشر توسعه دهد. انقلاب اسلامی اینگونه نیست که معطوف به یک رویداد در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ باشد. هرچند این حادثه در آن روز بسیار بزرگ و مؤثر است اما آن پیروزی تنها جلوهای از فکر و گفتمان انقلاب بود که نیاز است در سایر عرصهها هم بروز پیدا کند. اعتقاد بنده این است که به هر مقداری که ما در حوزههای مختلف، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و… از این گفتمان فاصله بگیریم مشکلاتمان بیشتر شده و کمتر به حل مسئله و موفقیت دست پیدا خواهیم کرد.
در حوزههای سیاسی و اقتصادی نمونههای فراوانی وجود دارد که الآن محل بحث ما نیست ولی در حوزه فرهنگ میتوانیم نمونههای بسیاری را مثال بزنیم. چالشهای فرهنگی و اجتماعی موجود در جامعه ما عمدتاً به دلیل رواج سبک زندگی و فکر و فرهنگ رنگباخته بیگانگان است. تمدنها باید برای حوزه اندیشه، تفکر و فرهنگ سیاستگذاری و برنامهریزی داشته باشند. ایران عزیز با این سابقه طولانی در حوزههای تمدنی و فرهنگی باید حرف خود را، ابتکار خود را، آرمانهای خود را تبیین کند و به آن افتخار کند. رهاسازی حوزه فرهنگ، حاکمیتزدایی از حوزه فرهنگ یا به تعبیر رهبر انقلاب ولنگاری فرهنگی باعث سرشکستی و خسران ملی است. مردم ایران باید پیشرو در حوزه فرهنگ و تفکر باشند. این سابقه ماست که در حوزههای تمدنی بیش از همه تأثیرگذار بودهایم تا تأثیرپذیر. این رخدادهایی که خارج از مرزهای ما پیش میآید و گاهی همسویی صددرصدی با فکر و حرف انقلاب اسلامی دارد را ما ایجاد نکردیم بلکه این رایحهای است که انقلاب اسلامی آن را منتشر کرده و دیگران را به خود جذب کرده است.
در این دو سه سال گذشته همان صدای حقخواهی و عدالتطلبی را که ما در ایران میشنیدیم، گاهی بسیار بلندتر و قویترش را در کشورهایی میبینیم که هیچگونه سابقهای در این حوزهها نداشتند. در واقع به دلیل اینکه آرمانهای مردم ایران در انقلاب اسلامی، به شدت با آرمانهای فطری و انسانی مطابقت دارد و توانست با مردم و تودههای کشورهای مختلف در قارههای گوناگون ارتباط بگیرد و تبدیل به صدای مردم کشورهای دیگر شود. ما این را فقط از طریق فکر و فرهنگ میتوانیم به دست بیاوریم. لذا رویکرد مجمع ناشران انقلاب اسلامی هم به این معنا نیست که صرفاً به ناشران و کتب مرتبط با انقلاب اسلامی (بهمن ۵۷) بپردازد؛ بلکه به این معناست که فکر، گفتمان و مسئله انقلاب اسلامی را پیگیری خواهد کرد. لذا شما میبینید ما در حوزه آرمان فلسطین هم فعالیت داریم. در حوزه توزیع و ترویج کتاب هم فعال هستیم چراکه معتقدیم انقلاب ما انقلابی فرهنگی بوده و کتاب هم مهمترین محصول فکری و فرهنگی است.
*جایزه شهید اندرزگو یکی از رویدادهایی است که در حوزه کتاب و نشر سالهای اخیر حضور خود را تثبیت کرده و تا امروز چهار دوره را به پایان رسانده است. سوالم این است که پس از چهار دوره از این جایزه آیا به اهداف اولیه خود رسیدید؟
میدانید که موضوع جایزه شهید اندرزگو روایت دوران پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی است. بارها گفتهایم که جایزه ادبی شهید سیدعلی اندرزگو بر اساس یک نیاز تأسیس شد. نیاز جامعه به روایت تاریخ معاصر و انقلاب خود. این حق مردم و نسلهای بعد از انقلاب است که بدانند در سالهای گذشته مردم کشورشان چه وضعیتی داشتند و امروز ما امتداد چه مسیری هستیم. ولی ما بعد از انقلاب درباره روایت و تبیین دوره پهلویها خوب عمل نکردیم. البته ممکن است دلایلی هم بشود برای این کمکاری احصا کرد ولی باید بسنجیم که مجموعاً چقدر توانستیم واقعیتها را به نسلهای بعد از انقلاب منتقل کنیم. ما کارهای پژوهشی و سندی خوبی داشتیم ولی نیاز داریم تا اینها در فرمهای مختلف به محصولاتی خواندنی تبدیل شوند. یعنی تبدیل شود به روایت.
میدانید که امروزه مطالعات حوزه تاریخ یکی از حوزههای پرمخاطب نشر ماست. سنین مختلف هم به این روایتها نیاز دارند؛ حوزه کودک به یک شکل، حوزه نوجوان به شکلی و مخاطب بزرگسال به شکلی دیگر. در آن سالها ما کتابهای زیادی درباره دوره پهلویها برای کودکان و نوجوانها نداشتیم. امروز ولی حداقل چند ده اثر قابل قبول داریم. ما درباره موضوعات، حوادث، شخصیتها (قهرمان و ضدقهرمان)، مسائل و… نیاز به کتاب داریم. در برخی موضوعات حتی یک اثر هم نداشتیم. این جایزه تلاش کرد در حوزه تولید اثر نقش ایفاکند و به اندازه بضاعت خود از تولیدکنندگان این آثار تقدیر و تشکر کند. تصور میکنم نویسندگان و ناشران در این مرحله توفیقات خوبی داشتهاند.

*آیا میتوانید آماری هم از این آثار تولید شده بدهید؟
بله در بُعد کمی ما در این چهار دوره حدوداً ۱۵۰۰ اثر به دستمان رسید که از این بین حدود هزار اثر داوری شدند. یعنی این آثار در موضوع و بازه زمانی مشخص جایزه بوده است. عمده آن آثاری که داوری نشده هم این بود که کتاب درباره انقلاب و پهلویها بود ولی یا زمانش به آن دوره نمیخورد یا در دستهبندیهای ما قرار نمیگرفت. بر اساس این آثار، ما بیشترین حجم تولید را در بخش روایت و تاریخشفاهی داشتیم. بعد از آن رمان و پس از آن حوزه کودک و نوجوان است. در بُعد کیفی باید عرض کنم که اگر بپرسید که در این چهار دوره بیش از همه درباره چه موضوعاتی کتاب به دبیرخانه رسید خواهم گفت: اول جنایات و سرکوب رژیم پهلوی. دوم شخصیتنگاریها و زندگینامه افراد. سوم ترسیم فضای اجتماعی و اقتصادی دوره پهلوی. چهارم ساختار سلطنت و دربار. پنجم دخالت بیگانگان و دستنشاندگی حکومت پهلوی و عدم استقلال آن. نمیخواهم این آمار را به کل نشر کشور تعمیم دهم ولی بر اساس آنچه برای دبیرخانه جایزه ارسال شده وضعیت به اینگونه است و شاید بتوان با ملاحظاتی گفت که از واقعیت هم خیلی دور نیست.
*پس از تولید چه اتفاقی برای این آثار میافتد؟ منظورم معرفی کتاب و خوانده شدن است.
امروز بعد از ۸ سال میتوان گفت که در حوزه تولید گامهای خوبی برداشته شده ولی نیازمند تکمیل آن هستیم و نباید تصور شود که دیگر نیاز نداریم. خیر همچنان در برخی موضوعات نیازمند تولید اثر هستیم که بحثش در جای خود مفصل است. ولی شرایطی که امروزه داریم خیلی با سالهای گذشته متفاوت است و در حوزه تولید بسیار پیش رفتیم. اما بعد از اینکه کتاب خوبی تولید و منتشر میشود باید به دست مخاطب برسد و مخاطب آن را بخواند، اثرگذاریاش سنجش شود و… جایزه شهید اندرزگو با محوریت تولید اثر ایجاد شد و باید در این موقف سنجیده شود اما با این حال از ابتدا پیشبینی میشد که ما نیاز به ترویج این آثار هم داریم. لذا تلاش شد حتی در مرحله داوری نیز مدلی طراحی شود که به ترویج هم کمک کند. پس از آن برای در دسترس بودن کتاب از دور اول با نهادکتابخانهها و وزارت ارشاد رایزنی شد تا این کتابها در کتابخانههای عمومی در دسترس عموم مردم هم قرار بگیرد و مسئولین در دورههای مختلف هم بنا به توفیق و اراده خودشان به این کار کمک کردند. تا آنجا که بنده میدانم و خبر دارم اینها ابتکاراتی بود که برای اولینبار در جایزه شهید اندرزگو اتفاق افتاده است و بعد از آن سایر جوایز به این سمت حرکت کردند. جدا از اینها تلاش شد تا با همکاری ناشران این آثار، پویشهای مطالعاتی نیز برای برگزیدگان جایزه برگزار شود. برخی از این آثار به پویش تبدیل شد و فروش خوبی هم داشت. البته که هم توقع ما بیش از این بود. در فرآیند برگزاری یک پویش موفق اضلاع مختلفی باید دستبهدست هم دهند که گاهی با اختلال در یکی از این اضلاع آنچه مدنظر بوده است محقق نمیشود. برای مثال توقع ما از صداوسیما برای ترویج این آثار خیلی بیش از اینها بود ولی خب به دلایل مختلفی این امر در صداوسیما پیش نمیرود.
*یعنی صداوسیما همکاری نمیکند؟
صداوسیما در دوره جدید فضای خوبی به کتاب اختصاص داده است. معاونت سیاسی واقعاً متحول شده است نسبت به گذشته. معاونت سیما هم تلاشهایی داشته لکن ما الآن درباره فرهنگسازی برای کتاب خواندن صحبت نمیکنیم. ما دقیقاً منظورمان ترویج و پویش کتابخوانی با محوریت یک کتاب است. تبلیغ و ترویج وقتی منجر به خرید اثر و خوانده شدن نشود در واقع کاری انجام نشده و صرفاً آنتن را با کتاب پر کردیم. ما دراینباره با سطوح مختلف سازمان گفتگو کردیم. برآورد جمعی این است که تنها با ورود جدی و با قدرت ریاست سازمان این مشکل حل خواهد شد که امیدواریم این اتفاق بیفتد.
*برای حل این مسئله پیگیری هم داشتید؟
بله با مدیران سطوح مختلف هم مکاتبه و هم گفتگوهای مفصل داشتیم. ولی همانطور که عرض کردم نیازمند تمرکز مدیریت و حمایت شخص آقای جبلی است. مدتی قبل هم مکاتبهای داشتیم که امیدوارم راهگشا باشد و امر کتاب در صداوسیما سامان داده شود.
درباره مدل داوری نکتهای گفتید. میتوانید بیشتر توضیح بدید؟
بله. فرآیند داوری در این جایزه به این شکل است که بعد از آنکه گروههای داروی آثاری که حد نصاب بالاتری را کسب کردهاند بهعنوان نامزد معرفی میکنند. این کتابهای انتخاب شده توسط تیم داوری به یک هیئت ده نفره نخبگانی داده میشود. یعنی ده نفر برای گروه تاریخ شفاهی، ده نفر دیگر برای گروه کودک و نوجوان، ده نفر دیگر برای گروه رمان و قص علی هذا. مجموع امتیازاتی که این هیئتهای نخبگانی به این آثار میدهند رتبهبندی آثار را مشخص میکند و آثار برتر نیز بر همین مبنا اعلام میشود. در این هیئتهای نخبگانی علاوه بر اساتید و نویسندگان چهرههای رسانهای مانند خبرنگاران حوزه کتاب و فرهنگ نیز هستند و با این آثار آشنا میشوند. تجربه نشان داده که چهرههای رسانهای که یک کتاب را مطالعه میکنند و در فرآیند داوری آن مشارکت دارند در ترویج آن آثار نیز تلاش خود را میکنند.
باز هم میگویم که این جایزه محوریت اولش تولید بوده و بنا به ضرورت اقداماتی در حوزه ترویج انجام داده و خود را مسئول دیده است. اما دستگاههای فرهنگی و رسانهای دیگری هم هستند که اگر اراده کنند و بخواهند میتوانند ترویج و تبلیغ این کتابها را متحول کنند. اهمیت این موضوع واضح است و بسیاری از این دستگاهها هم قبول دارند و نیاز به تلاش خاصی نیست ولی برای اقدام و عملیات در این حوزه دچار ملاحظات، اقتضائات و اولویتهای دیگر میشوند که پاسخشان را باید شنید هرچند شاید برای ما مسموع نباشد.
دوره پنجم چه زمانی آغاز میشود؟
این جایزه دو سالانه است و با توجه به اینکه دوره چهارم در شهریور ۱۴۰۴ برگزار شد، انشاءالله پنجمین دوره جایزه ادبی شهید سیدعلی اندرزگو در شهریورماه سال ۱۴۰۶ برگزار خواهد شد. سال آینده که فراخوان دور پنجم منتشر میشود دبیرخانه رسماً فرآیند برگزاری اختتامیه را آغاز میکند.
*دبیرخانه جایزه در بین این دو دوره چه فعالیتی انجام میدهد؟
دبیرخانه جایزه در این فاصله دو ساله جلسات مختلفی با نویسندگان و ناشران دارد و درباره این موضوع رفت و برگشتهای مختلفی با عناصر نشری داریم. در همین پاییز امسال و پس از برگزاری آیین اختتامیه دور چهارم جلسهای با داوران این دوره داشتیم و نکات و نظرات آن عزیزان را هم دریافت کردیم. در ادامه هم نشستهایی با ناشران و نویسندگان این حوزه خواهیم داشت که امیدواریم منجر به ارتقای کمی و کیفی آثار شود و علاوه بر این به هدفمند شدن تولیدات نیز کمک کند.
*مجمع ناشران یک جایزه ادبی دیگری به نام جایزه فلسطین دارد. این جایزه چگونه تأسیس شد؟
مجمع ناشران از سال ۱۳۹۶ مطالعاتی در حوزه تولید اثر درباره مسئله فلسطین داشت و با همفکری دستگاهها و نهادهای مختلفی که به این حوزه ورود داشتند یا علاقهمند بودند و فعالیت رصدی داشتند جلسات مختلفی داشت. خب میدانید که ما در کشورمان عموماً با نگاه و فعالیتهای سیاسی به مسئله فلسطین یا حتی مقاومت پرداختیم و در حوزههای دیگر ورود جدی نداشتیم. برای مثال ما تعداد بسیار ناچیزی در طول این چهاردهه بعد از انقلاب درباره موضوع فلسطین رمان و روایت، برای گروههای سنی مختلف تولید کردهایم. این خلأ و غفلت در بسیاری از کشورهای دیگر نیز وجود داشت و دارد. ما در رصدهای خود به این نتایج رسیده بودیم ولی پاییز ۹۷ با دعوت از چندین اتحادیه نشری و نویسندگی کشورهای مختلف به تهران و برگزاری نشستها و جلسات مختلفی طی چند روز نیز این برآورد ما تأیید شد و دیدیم که وضعیت کشورهای دیگر هم همینگونه است. ما سال ۱۳۹۷ نشستی با رؤسای اتحادیههای نشری و نویسندگی داشتیم که جمعبندی این جلسات تأسیس یک جایزه جهانی در حوزه ادبیات و روایت با موضوع فلسطین شد. در همان ایام نیز اعضای شورای سیاستگذاری و شورای اجرایی تعیین شدند و دبیرخانه ایجاد شد.
*یعنی این اعضا از کشورهای مختلف هستند؟
بله اعضای شورای جایزه از ایران، لبنان، عراق، یمن، سوریه، الجزائر، مصر، فلسطین و اندونزی هستند. در تأسیس بیش از اینها بودند و ما علاوه بر این نمایندگانی از ترکیه، پاکستان، تونس و… هم داشتیم.
چه چیزی شما را واداشت که به سمت تشویق تولید کتاب درباره مسئله فلسطین حرکت کنید؟
جدا از مواردی که بالاتر عرض کردم، ما در مجمع معتقدیم در شرایط فعلی بعد از میدان، روایت میدان مهمترین بخش مبارزه است. از ابعاد مختلفی هم میشود این گزاره را تشریح کرد. هم از این جهت که برای ماندگاری و ثبت جریان مقاومت اسلامی در فلسطین این موضوع اهمیت دارد. هم از این وجه که میتواند به ایجاد همبستگی جمعی بین مدافعان فلسطین و برائتجویان از رژیم صهیونی کمک کند. هم از این بُعد که دشمنی در مقابل ماست که در تحریف ید طولایی دارد و اگر آن را به درستی روایت نکنیم، روایت تحریفشده تثبیت و ماندگار میشود.

*اخباری دارید از اینکه در حال تثبیت روایت خود هستند؟
این نکتهای نیست که پنهان باشد. در رسانه میبینید چه میکنند. در حوزه کتاب هم شاید بتوان نمونههایی نام برد. در حوزه فلسطین چند جایزه ادبی دیگر هم وجود دارد که مهمترین آنها جایزهای است که در انگلستان ثبت و برگزار میشود و برخی رسانههای ما هم آثار برگزیده آن را ترویج و معرفی میکنند ولی در مطالعات و پژوهشهای ما رگههایی در این جایزه دیده شد که رویکرد سازش و دو دولتی داشت. خب این با رویکرد مقاومت در تضاد است ولی ممکن است بسیاری متوجه این تفاوت نباشند و به صرف پرداختن این جایزه به مسئله فلسطین آن را ترویج کنند. بعدها با ارتباطات بیشتری که ایجاد شد از اهالی فرهنگ و ادبیات کشورهای مختلف هم این موضوع را شنیدیم که جوایزی که در این حوزه هستند عمدتاً به رویکرهای سازشی آلوده هستند. لذا میبینید که در برخی از این جوایز خود صهیونیستها هم شرکت میکنند. خب اگر ما در این شرایط روایت و زاویه نگاه خود را ارائه نکنیم و آن را ثبت و ضبط نکنیم، چه اتفاقی میافتد؟ طبیعتاً دشمنی که در تحریفگری تبحر ویژهای دارد از آن استفاده میکند. این است که ما روایت از میدان را مهم میدانیم و آن را بخشی از مبارزه تقلی میکنیم.
*آیا دستگاههای فرهنگی مثل وزارت ارشاد و سازمان فرهنگ و ارتباطات و دیگر دستگاهها هم در این جایزه نقش دارند؟
همانطور که عرض کردم این جایزه از همکاری و همفکری و تجمیع قوا بین اتحادیهها و تشکلهای نشری و نویسندگی چندین کشور تأسیس شده و جایزه مردمی تعریف شد. دولتی بودن جایزه شاید باعث میشد که تأمین اعتبار و تأمین هزینههای آن راحتتر باشد ولی تجربه ثابت کرده در چنین موضوعاتی مجموعههای مردمی بهتر عمل میکنند هرچند ممکن است در تأمین مالی جایزه با مشکل روبهرو شوند. به همین دلیل هم خود ما که میزبان نشست اول در سال ۱۳۹۷ بودیم، دولتی نیستیم و هم مجموعههای غیردولتی را به این کار دعوت کردیم. در این مدل مرسوم است که دولتها از این مجموعهها و جشنوارهها حمایت میکنند. ما هم همین مسیر را در طول این دو دوره طی کردیم و مثلاً در دور دوم، دولت عراق هزینههای اجرایی جایزه را تأمین کرد در حالی که هیچ نقشی در فرآیندهای دبیرخانه و داوری آثار نداشت. جدا از این، در تأسیس این جایزه، مجمع ناشران صاحب ایده اولیه بود و طبیعتاً محور شد ولی انجمن قلم هم در آن نقش پررنگی داشت. احتمالاً میدانید که انجمن قلم دو سه سالی برای تولید اثر در داخل کشور فراخوان داد و آثاری را جمعآوری و تقدیر کرد که کار مهمی بود.
دبیرخانه جایزه با حوزه هنری هم چندین نوبت همکاری داشته و برخی جلسات و همایشها با همکاری حوزه برگزار شده و اخیراً در تلاشیم برای ترویج آثار برتر جایزه جهانی ادبیات فلسطین این همکاری را گسترش دهیم و به اندازه بضاعت موجود بتوانیم به خوانده شدن این آثار در کشور خود و کشورهای مختلف دامن بزنیم.
با دیگر نهادهای مرتبط هم در تعاملیم ولی معالأسف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایتی از این کار نکرد. این در حالی است که این بخشی از مبارزه ما با رژیمصهیونیستی است. واقعاً برای ما سوال است که اگر وزارت ارشاد از یک جایزه که درباره فلسطین است حمایت نمیکند، از چه محتوا و ساختاری حمایت میکند؟
*آیا فعالیتهای دیگری هم به جز برگزاری جایزه در این حوزه دارید؟
بله. ما در بین دو دوره این جایزه که هر دو سال یکبار برگزار میشود تلاش میکنیم آثار برتر هر گروه به زبانهای دیگر در کشورهای دیگر هم منتشر شود. مثلاً کتاب «تلآویو سقوط کرد» که بهار سال ۱۴۰۳ در کشور ما برجسته شد یکی از کتابهای برتر این جایزه در دور اول بود که به فارسی ترجمه شده بود. علاوه بر این ما نشستهای مختلفی هم با نویسندگان و ناشران و فعالان حوزه فلسطین داریم. آخرینش نشستی بود که اواخر آذر ماه سال جاری در شهر قم برگزار شد و با نخبگان فرهنگی کشورهای مختلف نشستی مفید و رو به جلو داشتیم. ما در این نشستها به تشدید روایت مبارزه با رژیم صهیونی و مظلومیت فلسطین دامن میزنیم و تلاش میکنیم با گفتگو درباره آن به ابعادی که کمتر به آن پرداخته شده است هم توجه شود. ارائه سوژه، جریانشناسی نشری و تبادل تجربیات نیز از دیگر کارهایی است که در این حوزه پیگیری میشود در حال انجام است.
*کتابها را چگونه شناسایی میکنید و استقبال چگونه بوده است؟
از طریق انتشار فراخوان جایزه در رسانههای کشورهای مختلف اعلام میکنیم که هر کس تمایل دارد در این جایزه شرکت کند از طریق سایت جایزه اثر خود را به دبیرخانه ارسال کند. گروههای مختلفی هم در جایزه وجود دارد مانند: رمان بزرگسال، داستان کوتاه، خاطرات، شعر، داستان کودک و نمایشنامه. درباره اقبال به جایزه هم باید عرض کنم که در دور اول ۹۰ اثر داوری شد ولی در دور دوم به ۳۴۵ اثر رسید که این آثار از ۲۶ کشور مختلف بود. این نشاندهنده این است که صدای این جایزه به این کشورها رسیده است و اگر بیشتر و بهتر تلاش کنیم حتماً میتوانیم نویسندگان و ناشران کشورهای دیگر را هم به این جریان پیوند بزنیم.


نظر شما